السيد مرتضى العسكري ( مترجم : زنجانى ، سردارنيا )

380

عبد الله بن سبأ وأساطير أخرى ( عبد الله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى ) ( فارسى )

خواص آنان همگان مرتد شدند و از دين اسلام برگشتند ، جز قبيلهء قريش و ثقيف . سيف سپس مرتدين قبيله غطفان و امتناع ورزى قبيله هوازن از دادن زكات و اجتماع نمودن عموم قبيله « طى » و « اسد » به دور « طليحه » و همچنين مرتد شدن سركردگان قبيله « سليم » را ذكر مىكند . آن‌گاه مىگويد همين‌طور تمام مسلمانان در نقاط مختلف كشور اسلامى گروه گروه به كفر گراييدند و نامه‌هايى از طرف فرمانداران و واليان حكومت اسلامى به مدينه رسيد كه در آنها نيز خبر پيمان‌شكنى سران قبايل و يا تمام افراد قبايل منعكس بود . سيف پس از نقل ارتداد قبليل و برگشتگان از اسلام در روايات ديگرى جنگ نمودن ابو بكر را با گروه‌هايى از اين مرتدين كه به گفتهء وى قبل از مراجعت اسامه به مدينه واقع گرديده است « 1 » مىآورد كه اينك نمونه‌اى از آن جنگ‌ها را فهرست گونه در اين فصل بررّسى مىكنيم : « طى » قبيله‌اى است از قحطان كه حاتم طايى مشهور ، از اين قبيله مىباشد و نام پسرش عدى هم در اخبار جنگ‌هاى مرتدين آمده است . « بنو سليم » به چند طايفه از عرب گفته مىشود كه از آنها است « بنو سليم بن فهم » كه طايفه‌اى از قحطان است و از آنها است « بنو سليم بن حلوان » كه از قبيلهء قضاعه مىباشد . در ترجمهء اين قبايل به « جمهرة انساب العرب » تأليف ابن حزم و « لباب » تأليف ابن اثير مراجعه شود . داستان جنگ ابرق در رواياتى كه طبرى از سيف و او از سهل بن يوسف نقل مىكند ، چنين آمده است كه قبايل مختلف « ثعلبة بن سعد » و قبايل ديگرى كه با آنان هم‌پيمان بودند مانند قبيلهء « مرّه » و « عبس » در محلّى به نام « ابرق » كه در سرزمين « ربذه » مىباشد اجتماع نمودند و

--> ( 1 ) . ما ، در جلد اوّل كتاب جنگ اسامه را كه در اطراف شام به وقوع پيوسته است نقل نموديم « ثقيف » ، « غطفان » و « هوازن » قبيله‌هاى عدنانى هستند كه نسب آنان به قيس بن عدى مىرسد . « اسد » در عرب نام چند قبيله است و منظور او در اين جا اسد بن خزيمه است كه از قبيلهءمضر بوده و طليحه كه به دروغ ادعّاى نبوت مىنمود ، از همين قبيله بوده است .